السيد الخميني
مصباح الهداية 71
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )
مراتبها گنجايش كمل از اولياى محمّديين را ندارد و مقام سير تكاملى آن بزرگواران منتهى به جنّت أسماء و جنّت ذات مىشود . و حديث معجز نظام نبوى ، صلواتاللَّه عليه ، كه « عَليٌّ مع الحقِّ و الحقُّ مع عليٍّ ، يَدورُ معه حَيْثُما دَارَ » اشارهاى لطيف به آنچه ذكر شد دارد . جنّت افعال عبارت است از مراتب عالم مثال و عوالم جبروت ، كه مرتبهء اعلاى آن عقل اوّل است . در باب « مبايعة القطبْ » كمل از عرفا ، از جمله ابن عربى ، گفته است : أوّل من بايعه العقل الأوّل « 1 » . عقل اوّل حسنة من حسنات الحضرة المحمّديه ، سلام اللَّه عليه . و اقطاب از ورثهء آن حضرت از اين مقام بالوراثه حظ و بهره دارند . بنابر آنچه كه در فقرهء آخر حديث در مصباح الهدايه مذكور است كه « لا يَنْبَغِي أنْ يَطَّلِعَ إليها إلّااللَّه الواحدُ الفَردُ » « 2 » . اين سؤال پيش مىآيد كه آيا كمل به سرّ قدر واقفاند يا نه . و اين مسأله در كتاب فصوص و شروح آن ، و نيز در كلمات شيخ كبير قونوى ، و در بعضى از موارد كتاب الفتوحات المكية ، مورد تحقيق و تصديق قرار گرفته است ؛ و در فقرات روايت منقول از مولى الموالى ، عليه السلام ، اشاراتى وجود دارد كه حكايت از احاطهء آن حضرت به سرّ قدر مىنمايد « 3 » .
--> ( 1 ) - الفتوحات المكّية ، ج 3 ، ص 137 ، باب 336 . ( 2 ) - ر . ك : مصباح الهداية إلى الخلافة و الولاية ، مصباح 37 . ( 3 ) - اقبال تام و مطلق علماى اماميه به فروع ( فقه و أصول و به ندرت علم رجال ) و از باب اتفاق و ندرت و فداكارى ! تفسير ، مصيبتبار است . توجه به حكمت الهى ، كه اساس و پايهء درك مسائل اعتقادى ( توحيد و نبوت ، معاد و امامت ) و شؤون آن است ، روز به روز كمتر مىشود ؛ و آنچه كه جاى آن در مسائلى كه عقل در آنها تصديق به نارسايى خود مىنمايد خالى است ، تصوّف و عرفان است . غوامض از روايات و آياتِ ذات و صفات و افعال و كثيرى از مسائل علوم قرآنى جز از طريق توسل به علم توحيد و دانش و علمِ حاصل از عمل ، كه مكاشفه لازم آن است ، ميسور نيست .